تبليغاتX
برابری

برابری

از اون وقتي كه "هزارن خورشيد فروزان" خالد حسيني رو خوندم يه چيزي توي گلوم مثل هميشه گير كرده ،روزي نيست كه به يادش نيفتم و در موردش با خودم حرف نزنم .... روزگار سياهي كه توش از زنان افغان تصوير كرده اعصاب آدمو لجن مال مي كنه ... زنايي كه با خشونت حيواني شوهرانشون زندگي مي كنند و تمام زندگي شون توي خونه شون محصوره ... دنيا رو از روزنه هاي تنگ برقعشون مي بينند و ديگر هيچ حق ديگري ندارن براي ديدن ،شنيدن ،خنديدن ،شاد زندگي كردن ... و اصلا" آدم بودن ... زنايي كه فقط حق دارند پسر بزايند و اگر دختر به دنيا آوردند تنبيه مي شوند ...گرچه معتقدم كه نويسنده زيادي سياه نوشته و خواسته مخاطب بيشتر با عواطفش كتابو بخونه نه با عقلش ... ولي در هر حال متن كتاب بر خاسته از واقعيت سياه و خشن جامعه ي افغانستانه ... كشوري كه 30 سال درگير بدترين جنگها و خشونتها بوده و از كمونسيتهاي روس تا طالبان افراطي و البته وحشي هر چي دلشون خواسته بر سر اين مردم اوردند و نمود اين خشونت كه با خون و پوستشون عجين شده در يرخورد بازنان اين سرزمين نمود پيدا مي كنه .... گرچه باز هم معتقدم كه تصويرسازي توي "بادبادك باز " بهتر بود ولي نثر بي نقص "حسيني " نشون مي ده كه خيلي خوب دنياي زنانه ي زنان محروم و خشونت زده ي افغانستا ن رو شناخته ... به اميد روزي كه هيچ مردي با چشمهاي ريز به دنياي اطرافش نگاه نكند.. گرچه مي دونم كه آن روز نخواهد آمد...

پ.ن: راستي چرا هر وقت توي جمع دوستا مي گم كه آرزو دارم اولين كشور خارجي اي كه مي رم افغانستان باشه مسخره ام مي كنند؟ 

منبع : حوا زیر درخت سیب

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:36  توسط   | 

بنا به گزارش ها جلوه جواهری از فعالان جنبش زنان روز شنبه ۱۰ آذر  بازداشت شده است.

سلام دموکرات:بنا به گزارشات رسیده به سلام دموکرات جلوه جواهری امروز شنبه 10 آذر ماه بازداشت شد. جلوه جواهری فعال جنبش زنان امروز صبح به دادگاه انقلاب احضار شد. بنا به همین گزارش رسیده به سلام دموکرات وی که یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز می باشد بعد از بازجویی چند ساعته به بازداشت گاه اوین منتقل گردیده است. اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد.

کانون زنان ایرانی: جلوه جواهري از فعالان جنبش زنان امروز صبح بر اساس احضاريه دادياري شعبه امنيت به دادگاه رفت و در نهايت راهي اوين شد .

كاوه مظفري همسر جلوه جواهري مي گويد:« ساعت 9 صبح امروز جلوه بر اساس احضاريه به دادگاه رفت و ما تاساعت 4 در پايين منتظر بوديم اما پيگيري هاي ما نتيجه نداد و احتمال مي‌دهيم كه او را به بند عمومي اوين منتقل كرده باشند. »

بازداشت جلوه جواهري در حالي صورت مي‌گيرد كه او بايد 27 آذر ماه بر اساس احضاريه‌اي ديگر خود را به دادگاه معرفي كند. احضاريه جلوه بر اساس شركت او در تجمع اعتراض آميز 13 اسفند مقابل دادگاه انقلاب بود كه در نهايت به بازداشت او و 32 زن ديگر حاضر درآن جمع منجر شد.

هفته گذشته مريم حسين‌خواه از ديگر فعالان جنبش زنان نيز بازداشت شد و هم اكنون در بند عمومي زندان زنان اوين به سر مي‌برد. مظفري درباره ساعت دقيق بازداشت جلوه و انتقال او به زندان اظهار بي اطلاعي مي‌كند و مي‌گويد:« به سوال‌هاي ما پاسخ ندادند. شايد همان صبح او را به زندان منتقل كرده باشند و شايد همين حالا كه داريم صحبت مي‌كنيم.»

او همچنين مي‌افزايد:« تا كنون درباره ميزان وثيقه و تعيين جرم هيچ اطلاعي به ما نداده اند. » پروين اردلان نيز از ديگر فعالان جنبش زنان در ايران دستگيري مريم را در ادامه دستگيري مريم حسين‌خواه و فعاليت‌هاي رسانه‌هاي اعضاي كمپين مي‌داند و مي‌گويد:« در متن احضاريه‌اي كه براي جلوه آمده بود هيچ توضيحي درباره اتهام هاي احتمالي نبود و احضاريه سربسته ارايه شده بود.بنابراين هنوز نمي‌دانيم كه واقعا اتهامي كه براي جلوه در نظر گرفته‌اند چيست.»

جلوه جواهري از اعضاي كمپين يك ميليون امضا است كه در سايت تغيير براي برابري نيز فعاليت مي‌كند. سايت تغيير براي برابري سايت اطلاع رساني كمپين يك ميليون امضا است.

جلوه جواهري سال هاست كه در انجمن‌هاي زنان فعاليت مي‌كند.اما از آغاز به كار كمپين يك ميليون امضا به اين جمع پيوست و در برگزاري كارگاه هاي آموزشي با ديگر اعضاي كمپين همكاري كرد.

او مقاله‌هاي خود را از منظر جامعه شناسي در سايت‌هاي زنان مي‌نويسد و دانشجوي كارشناسي ارشد رشته جامعه شناسي دانشگاه الزهرا(س) است.


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 22:50  توسط   | 

قتل های ناموسی، زمینه ها و چند نکته دیگر:

احمدسیف

قتل ناموسی یک زن وگاه مرد« همدست» او، بازتاب یک فرهنگ مردسالارو قبیله ای است که در آن شاهد یک برخورد دو گانه و متناقض به زن هستیم.

- از سوئی، زن به صورت « موجودی ظریف و شکننده» تصویرمی شود که باید مورد حمایت قرار بگیرد.

- از سوی دیگر، این نگرش نیز در این قتل های ناموسی نهفته است که همین موجود « ظریف و شکننده» در عین حال، آن قدر برای « رفاه جامعه» خطرناک است که جامعه باید از تاثیرات سوء آن مورد حمایت قرار بگیرد.

وجه مردسالار این فرهنگ، براین دلالت دارد که نه فقط زن « نیاز به حمایت» دارد بلکه تنها، مرد، به صورت پدر و یا شوهرو یا حتی برادر و عمو می تواند به این حمایت عینیت ببخشد. عینیت بخشیدن به این « حمایت»، پیش گزاره دیگری هم دارد و آن این که، مرد باید بر زن کنترل تام وتمام اعمال نماید. این کنترل تام و تمام نه فقط شامل رفتارهای روزمره می شود، بلکه به مسایل چون ازدواج های اجباری نیز می رسد. ناگفته روشن است وقتی دختری نمی پذیرد که با کسی که نمی شناسد، فقط به خاطر موافقت پدر یا برادر و یا عمو، ازدواج نماید، کل فابریک یک جامعه پدرسالار به « مخاطره» می افتد. به عبارت دیگر، به نظر من، قتل های ناموسی، به واقع ترجمان کوشش یک جامعه و فرهنگ پدرسالار و قبیله ای در دفاع از خویش است. همین جا بگویم که برخلاف، موارد دیگری که می توان « دفاع از خویش» را توجیه کرد، در این جا، چنین توجیهی وجود ندارد. برخلاف باور بعضی از مردان، تداوم جامعه وفرهنگ مردسالار و قبیله ای، نه فقط به آشکارا با منافع زنان در تناقض قرار دارد، بلکه به نفع مردان هم نیست. جامعه ای که با نصف جمعیت خویش این گونه رفتار کند، جامعه ای انسانی و مدرن نیست و این انسانی و مدرن نبودن، نه فقط برای زنان بد است، بلکه به نفع مردان هم نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:30  توسط   | 

خواهران ميرابل و روزي براي مبارزه با خشونت عليه زنان

در زمانه پروانه‌ها

25 نوامبر سال‌هاست در تقويم‌ها روز مبارزه با خشونت عليه زنان نام‌گذاري شده است.

تقريبا از سال 1981 در بسياري از كشورهاي جهان 25 نوامبر با ويژه‌برنامه‌هاي خاصي همراه است اما در اين ميان كم‌تر پيش مي‌آيد كه برگزاركنندگان و شركت‌كنندگان در اين مراسم علت انتخاب اين روز خاص را بدانند و اشاره‌اي به خواهران ميرابل كنند.

سه خواهر جوان دومينيكني در روزگاري كه سرزمين‌هاي آمريكاي لاتين بهشت برين ديكتاتورها بود‌، به دست ماموران تروخيو به قتل رسيدند‌‌. مرگ اين سه خواهر كه تاب پليدي ديكتاتور را نياوردند حالا آنقدر در كشورهاي آمريكاي لاتين سر زبان‌ها افتاده است كه گاهي وقت‌ها شبيه افسانه‌هاي اينكاها و اسطوره‌هاي اين سرزمين پر راز و رمز مي‌شود. روز مرگ سه خواهر زيباروي دومينيكني چند سال بعد در گردهمايي فعالان زن آمريكاي لاتين و جزاير كارائيب به عنوان روز مبارزه با خشونت عليه زنان نام‌گذاري شد.

اما خوليو الوارز، نويسندهء صاحب‌انديشهء دومينيكني در رمان «در زمانهء پروانه‌ها» بار ديگر غبار زمان را از داستان اين سه خواهر زدوده است و آن‌ها را زنده كرده است.

خوليو الوارز كه همچون بسياري از روشنفكران دومينيكني زخم خورده بز نر ديكتاتور بزرگ دومينيكن است‌، با داستان اين سه خواهر مبارز بزرگ شده است و دست آخر تصميم مي‌گيرد كه اين خانواده را دستمايهء دومين رمانش بكند.

در ميان ديكتاتورهاي آمريكاي لاتين تروخيو بيش از همه به خاطر سه دهه حكومت سياهش دستمايه آثار رمان‌نويسان شده است و در اغلب اين داستان‌ها زنان و دختراني كه هر كدام به نحوي از ماموران تروخيو آسيب ديده‌اند قهرمان اصلي اين داستان‌ها شده‌اند. در اين ميان اورانيا، قهرمان رمان مشهور سور بز نوشته ماريو بارگاس يوسا كه روايتي از روزهاي سياهي كه بر دومينيكن گذشته را بيان مي‌كند از درخشان‌ترين‌هاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:29  توسط   | 

سوسیال فمینیسم چیست ؟

BARABARA EHRENREICH

ترجمه: اقبال مهاجرانی

بطور كلي سوسيال فمينيسم مدت زماني طولاني پيرامون ما وجود داشته است. شما به عنوان زنی در جامعه‌ي سرمايه‌داری از مواردي چون: شغل، حقوق، شوهر، مدرسه كودكان، كار در خانه زيبا بودن يا نبودن، در معرض ديد بودن يا نبودن و خيلي موارد اين چنين ديگر رنجيده‌اند. اگر شما به چگونگي و ارتباط اينها با يكديگر فكر كنيد و سپس به اطراف خود بنگريد تا كلمه‌اي بيابيد كه همه‌ي اين مفاهيم را با هم در شكل مختصري جمع كند، تقريباً همگي مفهوم سوسيال فمينيسم را مطرح مي كنيد.

بسياري از ما از اين راه به سوسيال فمينيسم دست يافته‌ايم.ما به دنبال كلمه، عبارت يا اصطلاحي مي‌گشتيم كه همه‌‌ي امور و اصول كاري خود را نه در راهي كه سوسياليست يا فمينيست به نظر برسد بيان كنيم.

بايد بپذيريم كه بسياري از سوسيال فمينيست‌هايي كه مي‌شناسم ازعبارت سوسيال فمينيسم راضي نيستند. از يك سو واژه ای است بسيار طولاني و از سوي ديگر چيستي در بيان بسيار كوتاه فمينيسم سوسياليست جهان‌گرا، ضد نژاد پرستي و ضد جنس گرايي حقيقي است.

مسئله‌ي اصلي در انتخاب طبقه‌بندي جديد براي هرموضوعی در واقع ايجاد يك نوع فرقه گرايي از آن است. فمينيسم سوسياليستي به يك چالش و يك حرفه و يك عملكرد دروني تبديل مي گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:13  توسط   | 

زن ایرانی؛ و نظریه های فمنیستی

گفت و گو با مریم خراسانی

از دو دهه پیش تاکنون جنبش زنان تغییر کرده است. در دوره اي یک گفتمان مورد پذیرش و عمل بود و در دورانی ديگر گفتمان دیگر، ولی هیچ گاه نبوده است که هیچ تئوری برای حرکت وجود نداشته باشد.

"به نظر من مکانیزم انتقال آگاهي، اين شبکه ای خودجوش و شاید بشود گفت پررمز و راز است. وقتی وارد یک روستا می شویم، بدون این که اصلاً بین زنان آن روستا با مرکز استان یا تهران رابطه ای باشد. می بینیم درک آن زن روستایی از حقوق و موقعیت خودش و موقعیت روستا چنان تغییر کرده است که حیرت زده می شویم و با خود فکر می کنیم که این انتقال آگاهی چگونه با این درستی انجام گرفته است؟"

خانم خراسانی! به عنوان اولین پرسش می خواهيم بدانيم که شما رابطه تئوری و عمل را در جنبش زنان ایران چگونه می بینید؟ این سوال از آن جا به ذهن می رسد که گاهی از خانم های فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی می شنویم که می گویند برای ما صرف فعالیت مهم است؛ مثلاً کار آفرینی یا توان مند سازی خودمان و زنان دیگر و توجهی هم به تئوری های فمنیستی نداریم و گفته هایی از این دست. شما رابطه نظریه و عمل را در میان فعالان زنان ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟

از دو دهه پیش تاکنون جنبش زنان تغییر کرده است. در دوره اي یک گفتمان مورد پذیرش و عمل بود و در دورانی ديگر گفتمان دیگر، ولی هیچ گاه نبوده است که هیچ تئوری برای حرکت وجود نداشته باشد. مثلاً در فعالیت های نیمه اول دهه هفتاد، گفتمان فمنیسم حقوق برابر خواه، مورد نظر بود. خانم ها؛ مهرانگیزکار، شیرین عبادی، گیتی پورفاضل و سایر خانم های حقوقدان این گفتمان را گسترش دادند و کتاب ها و مقاله هایی نيز نوشته شد. به عنوان مثال اگر به مجله "زنان" در آن دوران نگاه کنید، پر از مباحث حقوقی است که خانم های حقوقدان به آن پرداخته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 10:2  توسط   | 

نگاهي به "شبان نيكو"

شهرنوش پارسي پور

نگاهي به "شبان نيكو" مجموعه داستان، نوشته مهستي شاهرخي، انتشارات باران، استكهلم، 2003

مهستي شاهرخي در نخستين اثر خود، شالي به درازاي جاده ابريشم، بسيار زيبا مينويسد. حتي ميتوان گفت كه شگفت انگيز مينويسد، و خواننده را به همراه خود به دنيايي وهمي ميبرد. زن جوان مهاجري كه در كنار مهاجري از كشوري ديگر زندگي ميكند ميخواهد ريشه كند. ريشه كردن براي زن به معناي باردار شدن است. او باردار ميشود، اما زمانه اي است كه نميتوان ريشه كرد.

زن بچه را بايد از ميان بردارد. داستان در اين تراژدي، در ميداني از تك گويي ميان مادر و جنين سير ميكند. خواندن اين كتاب را به همه ايرانيان علاقمند به ادبيات توصيه ميكنم.

"شبان نيكو" اما از جنم ديگري ست و كسي كه شالي به درازاي جاده ابريشم را خوانده باشد،‌ اندكي سرخورده ميشود. شخصيت هايي كه در اين كتاب سر و كله شان پيدا ميشود زناني هستند كه يكي پس از ديگري از مردي كه در برابر آنها قرار گرفته سر ميخورند (البته به استثناي داستان آخر: شبان نيكو). مردان اين داستانها وقيح، چشم دريده، مال مردم خور و بي حيا هستند. براي من عجيب بود ‌كه اين همه مرد بي حيا همه با هم تصميم گرفته باشند در يك مجموعه داستان جمع شوند. در خواندن داستانهاي اين مجموعه ابدا دچار اين پندار نميشويم كه با زني فمينيست روبرو هستيم. فقط اين هست كه مردان اين مجموعه از نوع حقيري هستند، و من در اين سالهاي غربت بي اندازه نياز دارم درباره مرداني بخوانم كه بلند نظر و بلندپرواز هستند، چرا كه صدها تن آنها را ديده ام كه به دليل دفاع ساده اي از انديشه هاي سياسي خود به جوخه اعدام سپرده شده اند، و درست در همين جاست كه فكر ميكنم مهستي شاهرخي دچار اشتباه بدي شده است. البته او در هنگام تشريح شخصيت اين مردان وقيح اغلب به پيشينه ي آنها اشاره ميكند و در نتيجه روشن ميشود كه اين مردان اغلب از زمينه حقيري برخاسته اند. اما مشكل من با كتاب مهستي شاهرخي اين بود كه در دنيايي كه اين همه مرد بخشنده و درست در آن زندگي ميكنند چرا من بايد يكسره به شرح حال كساني بپردازم كه حقارت با تمام اجزاي وجودشان درهم آميخته است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:59  توسط   | 

خاورميانه و مردسالاري مدرن

مریم خراسانی

 از بين بردن مرزهاي دولت - ملت‌هاي خاورميانه و يكي‌كردن آن‌ها جزو طرح

دهكده‌ي جهاني و جهاني‌سازي مدل آمريكايي است. به‌قول كيسينجر: "جهاني‌سازي واژه‌ي ديگري براي سلطه‌اي ايالات متحده است."

به اين ترتيب ارباب و كدخداي اين دهكده‌ي جهاني آمريكاست. دولت - ملت به‌اين معنا پديده‌اي زايد است اما فقط براي ديگران به‌ويژه براي "جهان سومي"‌ها و اين‌بار خاورميانه‌اي‌ها! اين استدلال همچنان ادامه دارد؛ دولت - ملت پديده‌اي مدرن است و آن‌ها كه فضيلت مدرن‌شدن را تجربه نكرده‌اند و شايستگي آن‌را هم ندارند، داشتن مرزهاي ملي برايشان يك تجمل زايد و بيهوده است. داشتن مرز ملي به تعبير آن‌ها؛ يعني فهم دموكراسي و انتخابات نمايندگي و داشتن دست‌كم دو حزب و حكومت قانون؛ و هر كس اين‌ها را نداشته باشد، مرز ملي نيز نبايد داشته باشد و چون خود نمي‌توانند اين‌گونه از آزادي را براي خودشان تدارك ببينند، ناگزير آن‌ها (طراحان پروژه‌هاي استعمار‌ي) به‌عنوان مسؤوليني هم زميني و هم آسماني آزادي را برايشان به ارمغان خواهند آورد. پس همان‌طور كه نقشه‌ي جغرافياي سياسي كره‌ي زمين تاكنون بارها تغيير كرده است؛ در گذشته امپراطوري‌هاي يونان، روم و ايران و بعد امپراتوري‌هاي روسيه، عثماني، انگليس و فرانسه و اين‌بار براي چندمين‌بار امپراتوري نوين آمريكا و آن‌هم در فرصت و موقعيتي طلايي و به نسبت بدون رقيب جدي. ساختن مرز و قلمرو و نام‌گذاردن برآن تحت اشكال مختلف جغرافياي سياسي، هميشه موضوع كار و اهداف حكومت‌ها و اقتدارهاي اقتصادي و سياسي بود و گفتمان‌هاي مسلط رقيب و مردانه بر سر قلمروهاي بيش‌تر، با هم نزاع داشته‌اند و نام اين عمليات را گاه مأموريت براي متمدن‌سازي گذاشته‌اند، گاه مسيحي‌كردن جوامع و امروز براي مبارزه با تروريسم در جهت گسترش آزادي و حقوق زنان و لابد پس‌فردا براي حمايت زمينيان در برابر حملات موجودات كرات ديگر!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 9:55  توسط   | 

فقرزنانه

شهناز غلامی

 فقر زنانه يكي از مهمترين معضلات عصر حاضر است كه ميليون ها نفر انسان را به خود گرفتار كرده است و در اين ميان زنان قربانيان تلخ فقر در جهان به شمار مي روند.        

هر چند به علت كمبود اطلاعات درباره ي گرههاي مختلف زنان فقير تحليل اين پديده در ايران به خوبي امكان پذير نيست اما همين اطلاعات محدود نيز نشان دهنده اين واقعيت تكان دهنده و تأسف انگيز است كه زنان به مراتب بيشتر از مردان از مسئله فقر آسيب مي بينند.

تعريف فقرزنانه                                           

اصطلاح  فقر زنانه براي اولين بار در سال 1970 توسط «دايانا پيرس» مورد استفاده قرار گرفت.

 اين اصطلاح به معناي افزايش زنان در تركيب جمعيت فقير مي باشد، «پيرس» در سال 1976 دوسوم جمعيت فقير بالاي 16 سال را زنان اعلام كرد و روند روبه رشد آن را در جامعه پيش بيني نمود.                  آمارفقرزنان                                                

بر طبق آمار در حال حاضر 3/1 ميليارد نفر در دنيا با روزي كمتر از يك دلار زندگي مي كنند كه هفتاد درصد آنان را زنان تشكيل ميدهند»1                                               

«هفتاد درصد فقراي جهان را زنان تشكيل مي دهند و در سطح جهاني زنان به طور ميانگين 50 درصد مردان درآمد دارند»2                                                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:52  توسط   | 

 رئیس منطقه 2 و 11 پژوهش علمی زنان دانشگاه آزاد اسلامی گفت: براساس آمارهای موجود ، 40 درصد زنان تحصیلکرده درکشور ما بیکار هستند. دکتر پریچهر شاهسون در خصوص اشتغال زنان، افزود: یکی از مشکلات مهمی که در جامعه ما وجود دارد اشتغال است که در این میان زنان سهم کمتری از مشاغل دارند.

وی به مشکلات زنان سرپرست خانوار اشاره کرد و گفت: باید با دادن یک سرمایه کوچک به این افراد زمینه توانمندسازی آنها را فراهم کرد تا خود درآمد زا باشند.

این استاد دانشگاه آزاد اسلامی معتقد است : ارائه مستمری در ماه ، نه تنها آنان را توانمند نمی کند بلکه باعث می شود تا همیشه در چرخه فقر باقی بمانند.

شاهسون تاکید کرد: از سوی دیگر باید فرهنگ کار در جامعه ایجاد شود و همچنین اهمیت و ارزش دادن به فرهنگ های بومی و تلفیق آنها با دانش جدید در جهت پیشرفت و رسیدن به اهداف بالا بسیار مهم است.

وی افزود: متاسفانه زنانی که تحصیلات کمتری دارند با حقوق بسیار کم ، بدون مزایای بیمه ، مشغول به کار می شوند.

منبع : کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 11:39  توسط   |